خرید بک لینک
گفتن: امروز هم شیفتت بوده؛ چرا الان اومدی؟ برگه رو ازشون گرفتم. جدول زمان بندی شده بود. امروز شیفت کاری داشتم؛ یکشنبه هم نوشته بود هوپ هوپیان با بقیه تیم بهداشت باید بره دهگردی و آموزش بهداشت. روزهای دیگه هفته هم یادم نیست! هرچند جلوی اسمم دکتر نیاورده بودن نامردا!! گیج بودم. من کی درخواست رفتن به ط

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: دوشنبه 29 خرداد 1396 ساعت: 13:21

خواهر داشتن یعنی لمس لحظات خاص دخترونه. یعنی وقتی که خواهرجانت از شدت درس خوندن به سرش می زنه و یک دفعه میاد توی اتاقت، پشت سرت می شینه، کله ی متعجبت رو با تشر بر می گردونه و بدون مقدمه شروع می کنه موهات رو تیغ ماهی بافتن! ++ پیشرفت یکی از دوستان از مرحله ی پرسیدن اینکه ((شوهر نکردی؟)) در هر باری

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 17:22

من: حس جالبی بود شبه اَتِند بودن! می رفتیم بالای سرشون و به سوال هاشون جواب می دادیم. تجربه مقوله ی مهمیه. می ترسیدن تراش دندون رو عمیق کنن، یک دور میزدم و برمی گشتم می دیدم بدون چک کردن با سوند هم تابلوست که کجا پوسیدگی باقی مونده دارن، کجا عمقش کمه و ... خواهرجان: به حرفت گوش می دادن؟ من: چرا که ن

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 21:16

اولین باری که یادم می آید کسی به من گفت زیبا هستم، اول دبستان بودم. عینکی شده بودم. عینکم را زدم و به حیاط مجتمع رفتم. خواهر بزرگ دوستم گفت: حیف این چشم های خوشگل نیس که پشت شیشه باشه؟! از همان موقع دیگر عینکم را دوست نداشتم. مخصوصا که فتوکرومیک بود و به محض رفتن زیر آفتاب شیشه هایش سیاه می شد و ما

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 21:16

نوجوون بودم و جاهل. قدرت نه گفتن نداشتم. به قد و قواره ام نگاه می کردن و پیش خودشون می گفتن: خودشه! صورتشون رو با چادر مشکی قاب می گرفتن و می اومدن جلو. با هزار خجالت و سرخ و سفید شدن می گفتم که بچه ام و وقتش نیست. بعضی ها قانع می شدن و یک سری اصرار پشت اصرار که حالا شما ازدواج کنین، درست رو توی خون

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 21:16

وقتی فایده ای نداره، غصه خوردن واسه چی؟ نکاتی زنانه که اکثرا مردها نمی دانند! آنچه در واقعیت وجود دارد! تنهایی آدم حفظ روابط اجتماعی چرا من؟! جمدانش پشت در بود... دودستی تنهایی روش های ایجاد آرامش در آقایون! خنثی نجوا کن جوجه نباش تجربه خوب باشیم رودل احساسی اتمام همه چ

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 21:16

مطمئنم روز قیامت، اعضای بدنم درباره ی هر گناه کرده و نکرده ای مرام به خرج بدن و آبروم رو نبرن؛ از ماه رمضون امسال و ورزش کردنم با زبون روزه نمی گذرن و حتما چغلیم رو به خدا میکنن*! قشنگ وسط تایم ورزش احساس می کنم بدن بیچاره ام با زبون خشک و لرزون ناله میکنه که آخه من چه گناهی کردم که باهام اینجوری تا

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 21:16

یک آرایشگر ثابت داشتم که بعد از زایمان و درگیری های بعدش و کمر درد شدیدش، دست من رو گذاشت توی پوست گردو. اینجوری شد که دیگه کلا چند ماه یک بار میرم آرایشگاه. اونم آرایشگاه های مختلف و کارشون به دلم نمی نشینه، چون هر کاری دوست دارن میکنن و میگن: ماه شدی! محشر شدی! و آرایشگاه بعدی و نارضایتی و ... بی

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: شنبه 6 خرداد 1396 ساعت: 17:29

کوری**... کتاب عجیبی بود... فکرش رو بکن، شب بخوابی، صبح بیدار بشی ببینی همه چیز سیاهه. نه نه سفیده... یک سفید براق و نورانی چسبیده به جفت چشم هات... کوری مسری... کل شهر نابینا بشن به جز یک زن. بعد حوادث پشت سر هم اتفاق بیوفته. شهر بهم بریزه و در نهایت تنزل از جایگاه انسانی به جایگاه حیوانی... تل

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: شنبه 6 خرداد 1396 ساعت: 17:29

+ هنوز نتونستم فاز اون خانم مسنی که ترم اولشه میاد پیلاتس و میره ردیف اول، جای تقریبا ثابت و همیشگی چند ماه اخیر من می ایسته رو درک کنم! بعد جالبه وقتی مربی یک حرکت جدید رو میگه و بلند میشه تا تک تک بچه ها رو چک بکنه، این خانم حرکت یادش میره و برمیگرده عقب و خیره میشه به حرکات من! اکثر اوقات هم حرکا

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: شنبه 6 خرداد 1396 ساعت: 17:29

صفحه بندی